کسی ...
کسی در نگاهم تزر دید و رفت
من او را به دل نه ، به جان خواندمش
در احساس خود دلستان خواندمش
در این تیرگی رهنما گفتمش
در این بی رهی رهنما گفتمش
تو ای دشمنم عاشقت گشته ام
بلای دلم لایقت گشته ام؟
تو ای یار من بی وفا گشته ای
به زخم دلم کی دوا گشته ای؟
تو ای بی وفا دردمندم ببین
نگارا دل مستمندم ببین
تو گویی که من اشتباه آمدم
به چشمان نازت تباه آمدم
ولی نه همانم که باید عزیز
همانی که یک شخص شاید عزیز