پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکی است
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکی است
حرم و دیر یکی، سـُـبحه و پیمانه یکی است
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی است
هر کسی قصه شوقش به زبانی می خواند
چون نکو مینگرم حاصل افسانه یکی است
این همه شـِـکوه ز سودای گرفتاران است
ورنه از روز ازل دام یکی دانه یکی است
ره هر کس به فسونی زده آن شوخ ار نه
گریه ی نیمه شب و خنده مستانه یکی است
گر زمن پرسی از آن لطف که من می دانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه، یکی است
هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک دو نفس، عاقل و دیوانه یکی است
عشق آتش بود و خانه خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکی است
گر به سر حد جنونت ببرد عشق، عماد
بی وفایی و وفاداری جانانه یکی است
عماد خراسانی
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17:55 توسط 110
|